Tuesday, January 08, 2008
کیپ تاون و افریقای جنوبی
چندهلندي به رياست «وان ري بك» دهم آوريل سال 1652 تصميم گرفتند در منتهي اليه قاره آفريقا، جايي كه دو اقيانوس هند و اطلس به هم مي پيوندند ، مستقر شوند و شهري را بر دامنه و فراز تپه هاي آنجا بنا نهند كه همين «كيپ تاون» امروز از شهرهاي بزرگ و يكي از سه پايتخت جمهوري فدرال آفريقاي جنوبي است। آنان دو روز پيش از آن با كشتي وارد اين منطقه شده بودند تا در نيمراه هلند به اندونزي (هند هلند) ايستگاهي رابط ايجاد كنند। عبور از دماغه اميد كه قبلا نخست دريانوردان پرتغالي به آنجا رسيده و اين نام را بر آن نهاده بودند به علت تلاطم دائمي و توفان دشوار بود و كشتي ها مجبور به حركت زيگزاگ بودند। چهار سال پيش از استقرار گروه «ري بك»، در همين منطقه يك كشتي هلندي غرق شده بود و سرنشينان آن در همان حوالي با كشت سبزيجات كه بذر آنها را باخود داشتند زنده مانده بودند و درباره حاصلخيزي اراضي و استعداد آنها براي پرورش گاو و گوسفند براي تازه واردين داستانها گفته بودند। 90 هلندي كه در سال 1652 در دماغه اميد مستقر شدند نخستين مهاجرنشين هلندي را به وجود آوردند و اينك به نام «افريكانر» سفيدپوستان فدراسيون افريقاي جنوبي را تشكيل مي دهند كه تا دهه 1990 با ناديده گرفتن حقوق اكثريت سياهپوست منطقه، با تشكيل يك دولت تبعيض نژادي بر همه كشور حكومت مي كردند. اين هلندي در سالهاي پاياني قرن 19 به نام بوئرها در برابر سلطه انگلستان ايستادگي چشمگير از خود نشان داده بودند
بوئرها به شدت مقاومت كردند ولي عاقبت بريتانيا نيروهاي آنها را شكست داد و از تعداد نفرات بيشتر خود و كمك هاي خارجي واردوگاههاي كار اجباري و همچنين تاكتيك جنجال برانگيز ]]زمين سوخته[[ استفاده كرد. قرارداد ورنيگينگ حاكميت مطلق بريتانيا برجمهوري آفريقاي جنوبي را تصريح كرد و دولت بريتانيا موافقت كرد تا بدهي سه ميليون پوندي دولتهاي آفريكانسي زبان را به كه به دليل جنگ تحميل شده بود را بپردازد. يكي از مفاد اصلي اين قرار داد كه جنگ را به اتمام مي رساند اين بود كه سياهان بجز در مستعمره کيپ حق راي ندارند. بعد از چهار سال مذاكره ( اتحاديه آفريقاي جنوبي ) از مستعمره كيپ و استان كوازولوناتال و همچنين جمهوري هاي منطقه آرنج فري و ترانسوال در 31 مي سال 1910 دقيقا 8 سال پس از پايان جنگ دوم بوئر تشكيل شد. اين اتحاديه نوعي حكومت سلطنتي بود. در سال 1934 حزب آفريقاي جنوبي و حزب ملي آفريقاي جنوبي براي تشكيل حزب متحد آفريقاي جنوبي ادغام شدند چون بدنبال آشتي بين آفريكانسيان ها و سفيد پوستان انگليس زبان بودند. ولي اتحاديه بدليل ورود به جنگ جهاني اول به عنوان متحد انگليس از هم پاشيد. حزب ملي راست در طول جنگ با نازيها همكاري كرد و بعد از آن بدنبال جداسازي نژادي يا همان آپارتايد بود
بوئرها به شدت مقاومت كردند ولي عاقبت بريتانيا نيروهاي آنها را شكست داد و از تعداد نفرات بيشتر خود و كمك هاي خارجي واردوگاههاي كار اجباري و همچنين تاكتيك جنجال برانگيز ]]زمين سوخته[[ استفاده كرد. قرارداد ورنيگينگ حاكميت مطلق بريتانيا برجمهوري آفريقاي جنوبي را تصريح كرد و دولت بريتانيا موافقت كرد تا بدهي سه ميليون پوندي دولتهاي آفريكانسي زبان را به كه به دليل جنگ تحميل شده بود را بپردازد. يكي از مفاد اصلي اين قرار داد كه جنگ را به اتمام مي رساند اين بود كه سياهان بجز در مستعمره کيپ حق راي ندارند. بعد از چهار سال مذاكره ( اتحاديه آفريقاي جنوبي ) از مستعمره كيپ و استان كوازولوناتال و همچنين جمهوري هاي منطقه آرنج فري و ترانسوال در 31 مي سال 1910 دقيقا 8 سال پس از پايان جنگ دوم بوئر تشكيل شد. اين اتحاديه نوعي حكومت سلطنتي بود. در سال 1934 حزب آفريقاي جنوبي و حزب ملي آفريقاي جنوبي براي تشكيل حزب متحد آفريقاي جنوبي ادغام شدند چون بدنبال آشتي بين آفريكانسيان ها و سفيد پوستان انگليس زبان بودند. ولي اتحاديه بدليل ورود به جنگ جهاني اول به عنوان متحد انگليس از هم پاشيد. حزب ملي راست در طول جنگ با نازيها همكاري كرد و بعد از آن بدنبال جداسازي نژادي يا همان آپارتايد بود
در سال 1948 حزب ملي آفريقاي جنوبي از طريق راي گيري به قدرت رسيد و شروع به كار كرد تاريخ آفريقاي جنوبي در دوره آپارتايد ( انجام يك سري قوانين خشونت آميز مبني بر جداسازي نژادي ]] كه كلا به نام آپارتايد شناخته مي شود ). جاي تعجبي نيست كه اين تبعيض در مورد ثروت به دست آمده از صنعتي سازي سريع دهه 1950 و1960و1970 نيز بكار رفت. در حاليكه اقليت سفيد پوستان از بالاترين استاندارد زندگي قاره آفريقا كه برابر سطح زندگي در كشورهاي غربي جهان اول بود برخوردار گشته بود اكثريت سياهپوستان از لحاظ هر گونه استانداردي همچون درآمد ، تحصيل ، و طول عمر يك سياهپوست ، هندي يا رنگين پوست ، آفريقاي جنوبي بمانند مردم ديگر كشورهاي آفريقايي همچون غنا و تانزانيا بود.
آپارتايد روز به روز باعث جنجال بيشتر شد و منجر به تحريم هاي خارجي و شورش و سركوبهاي داخلي شد. ( همچنين بخش تاريخ آفريقاي جنوبي در دوره آپارتايد را ببينيد). مدت مديدي از سركوب شديد توسط دولت و مقاومت اعتصاب راهپيمايي ، اعتراض و خرابكاري توسط احزاب ضد آپارتايد مخصوصا كنگره ملي آفريقا (ANC) ادامه يافت. در سال 1990 دولت حزب ملي اولين گام براي مذاكره كناره گيري از قدرت را با لغو ممنوعيت كنگره ملي آفريقا و ديگر موسسات سياسي چپگرا برداشت و نلسون ماندلا را بعد از 27 سال آزاد كرد. قوانين آپارتايد بتدريج از كتابهای قانون حذف شدند و اولين انتخابات چند نژادي در سال 1994 برگزار شد. با اكثريت آراء پيروز انتخابات شد و از آن زمان تا کنون قدرت را در دست داشته است.
ميليون ها نفر از مردم آفريقاي جنوبي كه اكثرا سياهپوستند همچنان در فقر زندگي مي كنند. بسياري اين امر را ميراث رژيم گذشته مي دانند و همچنين بسياري اين فقر را ناشي از ناكامي دولت اخير در مقابله با موضوعات اجتماعي مي دانند و ديگر عوامل از جمله قوانين مالي و پولي دولت اخير براي تضمين تقسيم ثروت و رشد اقتصادي را نيز مقصر مي دانند. به هر حال سياست مسكن ANC در شرايط زندگي بسياري از طريق تغيير جهت هزينه هاي مالي و پيشرفت سيستم جمع آوري ماليات بهبود حاصل كرده است.
آپارتايد روز به روز باعث جنجال بيشتر شد و منجر به تحريم هاي خارجي و شورش و سركوبهاي داخلي شد. ( همچنين بخش تاريخ آفريقاي جنوبي در دوره آپارتايد را ببينيد). مدت مديدي از سركوب شديد توسط دولت و مقاومت اعتصاب راهپيمايي ، اعتراض و خرابكاري توسط احزاب ضد آپارتايد مخصوصا كنگره ملي آفريقا (ANC) ادامه يافت. در سال 1990 دولت حزب ملي اولين گام براي مذاكره كناره گيري از قدرت را با لغو ممنوعيت كنگره ملي آفريقا و ديگر موسسات سياسي چپگرا برداشت و نلسون ماندلا را بعد از 27 سال آزاد كرد. قوانين آپارتايد بتدريج از كتابهای قانون حذف شدند و اولين انتخابات چند نژادي در سال 1994 برگزار شد. با اكثريت آراء پيروز انتخابات شد و از آن زمان تا کنون قدرت را در دست داشته است.
ميليون ها نفر از مردم آفريقاي جنوبي كه اكثرا سياهپوستند همچنان در فقر زندگي مي كنند. بسياري اين امر را ميراث رژيم گذشته مي دانند و همچنين بسياري اين فقر را ناشي از ناكامي دولت اخير در مقابله با موضوعات اجتماعي مي دانند و ديگر عوامل از جمله قوانين مالي و پولي دولت اخير براي تضمين تقسيم ثروت و رشد اقتصادي را نيز مقصر مي دانند. به هر حال سياست مسكن ANC در شرايط زندگي بسياري از طريق تغيير جهت هزينه هاي مالي و پيشرفت سيستم جمع آوري ماليات بهبود حاصل كرده است.